حسنا جون در سن ٩ ماه و ٩ روز و ٩ ساعت و ٩ دقيقه و ٩ ثانيه
حسنا جون ، اين سن آدم رو ياد چي ميندازه؟
درسته! ياد پايان دوره بارداري و زمان به دنيا اومدن ني ني.
حالا شما ، اون ني ني كوچول موچول مامان و بابا به اندازه زماني كه توي دل ماماني بوده و براي تموم شدن دوران شيرين انتظارش ثانيه شماري ميكردیم ، اومده توي اين دنيا و ....
ميدونیم چشم به هم بذاریم ميشي ٩ ساله و برات جشن تكليف ميگيریم و بعدشم ميشي ١٩ ساله و دانشگاه و ازدواج و ....خودتم مامان ميشي، مامان بزرگ ميشي....
كه البته احتمالا ما ديگه كوله بارمون رو بستیم و ....دختر نازنینمون نميدونیم چي شد ياد اين چيزا افتادیم ولي حسنا جون زمان زودتر از اوني كه فكرشو كني ميگذره ،پس بيا هميشه هميشه همديگرو دوست داشته باشيم و قدر همديگرو بدونيم.ازهمين الان دلمون براي دوران نوزاديت تنگ شده.ميگذرد...ميگذرد...ميگذرد....
تو این عکسم شما دقیقا در سن ٩ ماه و ٩ روز و ٩ ساعت و ٩ دقيقه و ٩ ثانيه هستی که بعد از اینکه عکستو گرفتیم برای صرف صبحانه خونه مامانی وبابایی بابا رفتیم و بقیه عکسارو اونجا انداختیم و شما تو این سن حسابی شیطون شدی و تو کارهای خونه به خصوص تو آشپزخونه می خوای به مامان یا مامانی ها کمک کنی ، هزار ماشاله به این دختر زرنگ
.


اینم شیطنت های شما در این سن در خونه مامانی .

دختر نازمون بیا بیرون ، در یخچال رو ببند.

از آینه گاز مامانی خیلی خوشت میاد و مدام میری جلوش و حرکاتتو نگاه میکنی.

آخی خسته شدم انقدر کمک کردم .



حسنا جون در سن ٩ ماه و ٩ روز و ٩ ساعت و ٩ دقيقه و ٩ ثانيه 
